close
تبلیغات در اینترنت
شأن نزول سوره ی کافرون

فرزانگان شاهد

    شأن نزول سوره ی کافرون         حارث با مشت به میز چوبی مقابلش کوبید و   سیبی که روی میزبود چرخی خورد وبه زمین   افتاد. ولید که چشمش حرکت سیب را دنبال   می کردبا صدای افتادنآن نگاهی به حارث کرد   و سری در تایید حرفش تکان داد: -راست می گویی! من هم دیده ام!امید که آرنجش را به زانویش تکیه داده بود و با دست دیگرش ریشش را می خاراند یک نفس گفت: -تازه چند روز پیش خودم شنیدم که یکی از این سیاه سوخته ها، فریاد می زد که اسلام آورده و خدا یکی است! سر چه…

براي اطلاع از آپدیت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

ریاضی ششم
علوم تجربی ششم
فارسی ششم
مطالعات اجتماعی ششم
قرآن ششم
هدیه های آسمان ششم
کار و فناوری ششم
تفکر و پژوهش ششم
شما سطح مطالب سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟








برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


کد گالری

آپلود عکس
جستجوگر پیشرفته ی مطالب در سایت



آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازديد آخرين ارسال
درس نهم علوم ( سفر انرژی) درس نهم علوم ( سفر انرژی) 12 5879 454545
درس سیزدهم هدیه ( عید مسلمانان ) درس سیزدهم هدیه ( عید مسلمانان ) 5 2901 taylor
درس دوازدهم هدیه ( احکام سفر ) درس دوازدهم هدیه ( احکام سفر ) 2 1482 09133517008
درس هفتم فارسی ( دوستی و مشاورت ) درس هفتم فارسی ( دوستی و مشاورت ) 2 2456 wasd
لوکس ترین هتل های پکن در تور چین 96 لوکس ترین هتل های پکن در تور چین 96 0 419 saharim
تور نوروزی کشورهای اروپایی تور نوروزی کشورهای اروپایی 0 378 saharim
ازاد ازاد 1 1193 azaz9900
درس پنجم هدیه ( شتربان باایمان ) درس پنجم هدیه ( شتربان باایمان ) 2 1556 azaz9900
درس یازدهم هدیه ( پاداش بزرگ ) درس یازدهم هدیه ( پاداش بزرگ ) 4 2451 aliradan32
درس هفتم علوم ( ورزش و نیروی 2 ) درس هفتم علوم ( ورزش و نیروی 2 ) 14 4379 saharnasr
درس یازدهم ( عطار و جلال الدین محمّد ) درس یازدهم ( عطار و جلال الدین محمّد ) 8 5234 reyhanatolferdos
درس دهم فارسی ( رنج هایی کشیده ام که مپرس ) درس دهم فارسی ( رنج هایی کشیده ام که مپرس ) 6 4964 hanih
نیروی گرانشی نیروی گرانشی 0 839 asaaaaaaaaaaaaal
سفری به بوزان اصفهان سفری به بوزان اصفهان 0 876 asaaaaaaaaaaaaal
سفری به اشترجان اصفهان سفری به اشترجان اصفهان 0 744 asaaaaaaaaaaaaal
درس چهارم علوم ( سفر به اعماق زمین ) درس چهارم علوم ( سفر به اعماق زمین ) 2 3479 asaaaaaaaaaaaaal
درس پنجم علوم ( زمین پویا ) درس پنجم علوم ( زمین پویا ) 1 2810 asaaaaaaaaaaaaal
درس سوم علوم ( کارخانه ی کاغذ سازی ) درس سوم علوم ( کارخانه ی کاغذ سازی ) 1 2279 ok80
درس دوم علوم ( سرگذشت دفتر من ) درس دوم علوم ( سرگذشت دفتر من ) 3 2636 komeil
درس چهارم مطالعات ( چگونه تصمیم بگیریم؟ ) درس چهارم مطالعات ( چگونه تصمیم بگیریم؟ ) 5 3076 rozhina
[Forum_Post_Title] صفحه اول انجمن | [Forum_Post_Title] ثبت نام در انجمن | [Forum_Post_Title] ورود به پنل کاربری
بازدید : 1314
 
 
شأن نزول سوره ی کافرون
 
 
 
 
حارث با مشت به میز چوبی مقابلش کوبید و
 
سیبی که روی میزبود چرخی خورد وبه زمین
 
افتاد. ولید که چشمش حرکت سیب را دنبال
 
می کردبا صدای افتادنآن نگاهی به حارث کرد
 
و سری در تایید حرفش تکان داد:


-راست می گویی! من هم دیده ام!

امید که آرنجش را به زانویش تکیه داده بود و با دست دیگرش

ریشش را می خاراند یک نفس گفت:

-تازه چند روز پیش خودم شنیدم که یکی از این سیاه سوخته ها،

فریاد می زد که اسلام آورده و خدا یکی است! سر چه چیز؟ شنیده

بود محمد (ص) در کنار کعبه به صوت زیبا قرآن می خواند!

آخر نمی دانم آن موقع که ما سفارش می کردیم محمد جادوگر

است، به حرفهایش گوش ندهید، چشمهایتان را ببندید و

گوش هایتان را بگیرید که مبادا ببینیدش و صدایش را بشنوید

اینها کجا بوده اند؟!

عاص پشت دستش را با حرص گاز گرفت و با ناخرسندی صدای

خرناسی درآورد.

ناگهان حارث برخاست.

-کجا می روی؟

-انگار داریم حرف می زنیم ها!

حارث رو کرد به عاص و امید و ولید و گفت:

-باید با محمد کنار بیاییم.

عاص هم برخاست و با عصبانیت گفت:

-چگونه؟ بارها خواستیم او را با زر بفریبیم... مگر شد؟

-نه زر نمی شود! فریبش می دهیم! سازش می کنیم! بیایید!

***

رسول خدا میزبان مهمانانی عجیب شده بود. حارث بن قیس سهمی،

عاص بن وائل، ولید بن مغیره، اسود بن عبدالمطلب و

امید بن خلف! سرکردگان کافران در خانه ی او جمع شده بودند

و با دستپاچگی به لبخند او می نگریستند.

ولید سر سخن را باز کرد:

-ببین محمد! تو امین این مردم هستی، امین ما نیز هستی!

اما این روزها به ما سخت می گذرد...

ولید منتظر شد محمد (ص) بپرسد چرا، ولی چون نپرسید ادامه داد:

-راستش این روزها رونق بتکده خاموش شده است! تو داری به

عمد خدایان ما را سر به نیست می کنی! این که نمی شود مگر...

عاص حرف او را برید و گفت:

-محمد! بیا معامله ای بکنیم! سال 12 ماه دارد! 6 ماه تو خدای

ما را بپرست و اعمال و مناسک ما را انجام بده، 6 ماه هم ما

خدا و دین تو را می پذیریم.

امید خود را وارد کرد:

-برای آنکه حسن نیت خود را آشکار کنیم، 6 ماه اول خدای تو

را می پرستیم!

پیامبر (ص) لبخندی زد. لحظه ای سکوت کرد و بعد با صدای

مهربان ولی قاطعی گفت:

- ای کافران! آنچه شما می پرستید را نمی پرستم. شما نیز

معبود مرا نخواهید پرستید. من بنده ی چیزی نیستم که شما

بندگی اش می کنید. شما نیز معبود مرا نخواهید پرستید.

دین شما برای خودتان و دین من برای خودم! (سوره ی کافرون)


:: ارسال شده در: سایر مطالب هدیه ,
:: مطالب مرتبط: کتب درسی ورق زن پایه ی ششم ابتدایی چاپ 1394 , کتب درسی پایه ی ششم ابتدایی چاپ 1394 , داستان پیرزن و خدا , دانلود کتاب هدیه های آسمان ششم ابتدایی ,
نویسنده : حسین نصرتی
تاریخ : [چهارشنبه 17 مهر 1392 ] [ 21:57]
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی
سایت:
گذرواژه:
user
progress عضویت در «فرزانگان شاهد»

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 189
کل نظرات کل نظرات : 157
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 3
تعداد اعضا تعداد اعضا : 2408

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 350
باردید دیروز باردید دیروز : 1,991
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 13
بازدید هفته بازدید هفته : 2,341
بازدید ماه بازدید ماه : 38,500
بازدید سال بازدید سال : 147,347
بازدید کلی بازدید کلی : 1,016,732

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.224.166.141
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir